هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
28
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
رسول ، صراحت دارد ، پاسخ اجمالى اين است كه نياوردن اولى الامر در بخش دوم آيه ، بنا به جواز حذفى كه مبتنى بر ذكر آن در بخش اول است و تكرار آن را بىنياز مىكند ، نقض مراد نيست و حتى گاهى چنين حذفى بر زيبايى كلام ، مىافزايد و وقتى آيه ، اطاعت از خدا و رسول و اولى الامر را واجب گرداند ديگر دليلى وجود ندارد كه از اولى الامر سخن بميان آورد به ويژه كه در آيهء ديگرى ، ( آيهء 13 سورهء نساء ) آمده كه : وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ( در حالى كه اگر به رسول و صاحبان حكم ( پيشوايان اسلام ) رجوع مىكردند همانا تدبير كار را اهل بصيرت مىدانستند ( و در آن واقعه صلاحانديشى مىكردند ) « 1 » . خلاصه اينكه آيه در وجوب اطاعت از خدا و رسول و اولى الامر ، صريح است ولى در مورد ائمه اهل بيت صراحت ندارد و در اينجاست كه براى شناخت كسانى كه اطاعتشان به اطاعت خدا و رسول قرين گرديده است ، بايد از چارچوب آيه فراتر رفت ؛ شيعه در اين راستا به مجموعهاى دلايل ( آيات و احاديث ) استناد مىكند كه ظاهر برخى در اين مورد صريح است و برخى ديگر ، دلالتشان با توجه به قراين و شرايط محيط به آنهاست از جمله آيه تطهير هست كه از آن صحبت كرديم و حديث ثقلين كه به صراحت مشعر بر آن است كه هر كس به عترت پيامبر ( ص ) تمسك جويد همچون كسى است كه به كتاب خدا چنگ يازيده و هرگز گمراه نخواهد شد . و حديثى كه پيامبر در آن ، اهل بيت خود را به كشتى نوح تشبيه كرده و روشن است كه وجه تشبيه در اينجا حكايت از آن دارد كه هر كس آنان را ولى خود قرار دهد و به ايشان اقتدا كند و راهشان را پىگيرد همانگونه كه نوح از غرق شدن نجات يافت از عذاب و عقاب الهى در امان مىماند . و حديث « الائمة الاثنى عشر كلهم من قريش » كه در برخى روايتها تصريح شده كه از فرزندان على و فاطمه هستند و يكى يكى آنها را به نام ياد مىكند ؛ و حديث اهل بيتى امان لاهل الارض كما ان النجوم امان لاهل السماء ( اهل بيت من پناه زمينيان هستند همچنانكه ستارگان پناه آسمانيانند ) و ديگر آيات و احاديث فراوانى كه در مجموع دلالتى قاطع بر اين دارند كه اولى الامر در آن آيه و خاندان و اهل بيت پيامبر در احاديث همانا ائمه دوازدهگانه از خاندان وى و نه ياران و بستگان او ، هستند چرا كه شرايط لازم در اينان و ديگر مردم ، فراهم نيامده است . گروهى از مؤلفين سنى مذهب ، پس از آنكه متوجه شدند كه سند اين احاديث ، ترديدپذير نيست سعى كردند در ادعاى شيعه نسبت به دلالت آنها ايجاد شبهه كنند و اظهار داشتند كه اين احاديث نه صراحتى در امامت دوازده امام دارند و نه نشانى دلنشين و اطمينانبخش از اين برداشت در آنها ديده مىشود ؛ از جملهء اينان « شيخ محمد ابو زهرة » است كه در صفحهء 199 كتاب خود « الامام الصادق ( ع ) » مىنويسد : پس از پذيرش درستى اين لفظ ( يعنى تنها لفظ « عترة » و نه ( سنتى ) در حديث ثقلين كه ابو زهره آن را بر روايت ( عترة ) ترجيح داده است ) دليلى ندارد كه
--> ( 1 ) نگاه كنيد به جزء دهم از « تفسير الرازى » صفحه 145 و 146 .